اولین سایت مددکاری اجتماعی ایران- گزارش، مصاحبه
زخمی عمیق

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1398/4/17 | 

زخمی عمیق


بسیاری از کشورها در طول حیات خویش جنگ را تجربه کرده‌اند که از جمله دردناک‌ترین و تلخ‌ترین تجربه‌های جوامع بشری است که آثار متعددی را از قبل از آغاز، حین و بعد از جنگ به‌دنبال دارد که هیچ کشوری و مردم آن کشور از آثار مخرب آن مصون نبوده و نیستند، فرقی هم نمی‌کند پیروز جنگ باشند یا مغلوب آن. گرچه در حوزه‌های اجتماعی و روانی جنگ‌ها کمتر کار شده است، ولی هستند نظریه‌پردازانی که به این موضوع مهم توجه کرده‌اند. از جمله آنها «امیل دروکیم»، جامعه‌شناس است که درعین‌حال که جنگ‌ها را آفریننده تاریخ می‌داند، معتقد است: «جنگ‌ها به‌هر‌حال مشخص‌ترین مبادی تاریخ و درعین‌‌حال، مرزهایی هستند که مراحل مهم حوادث را از یکدیگر متمایز می‌کنند. جنگ بسته‌ترین جوامع را وامی‌دارد تا دیر یا زود دروازه‌های خود را بگشایند». به همین سبب از اهمیت جنگ و میزان تأثیرگذاری آن در زندگی مردم در جوامع مختلف بشری نمی‌توان و نباید غفلت کرد. جنگ را از منظر‌های متعدد از جمله: اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، روانی و... می‌توان بررسی کرد.

معمولا کشورهایی که تجربه زیسته تلخ جنگ‌ها را دارند، از شروع جنگ مجدد می‌هراسند؛ بنابراین هر وقت از جنگ صحبت می‌شود یا شرایط جنگ را در پیش‌رو احساس می‌کند، هراسی در دل دارند. هراسی که می‌تواند زندگی عادی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد و نسبت به آینده ابهام و نگرانی داشته باشند. اهدافی که کشور‌ها از جنگ‌ها دنبال می‌کنند، در میزان این پیامد‌ها می‌تواند تأثیرگذار باشد، ولی هرقدر هم که هدف مهم باشد، نمی‌تواند از تأثیر پیامد‌های منفی اجتماعی و روانی جنگ‌ها بر مردم در هر کشوری جلوگیری کند.

تأملی بر جنگ‌های مختلف نشان می‌دهد دولت‌های درگیر جنگ مجبورند در تعیین اولویت‌های خود تجدیدنظر کنند، بودجه زیادی را به تأمین هزینه‌های جنگ اختصاص دهند که برای تأمین این بودجه، باید از بودجه سایر بخش‌ها کسر کرده و حتی پشتوانه‌های مالی کشور خود را برای جنگ هزینه کنند. طبیعا در چنین شرایطی مردم و به‌ویژه افراد کم‌درآمد و نیازمند و محروم بیش از بقیه زیر فشار قرار می‌گیرند. هزینه‌های بعد از جنگ و بازسازی هم فشار زیادی را وارد می‌کند که مردم مجبورند این فشار‌ها را تحمل کنند و مردم مناطقی که بیشتر درگیر جنگ هستند، بیش از دیگر مناطق پیامد‌های جنگ‌ها را باید تحمل کنند. مردم درگیر جنگ که هر لحظه منتظر سقوط بمب یا پرتاب توپ و... روی خانه‌هایشان یا هجوم زمینی نیروهای دشمن به منازلشان هستند، زندگی عادی‌شان به‌اصطلاح «به هم می‌خورد» که نتیجه آن می‌تواند تحمل فشار‌های زیاد و در نهایت ازبین‌رفتن یا کاهش آرامششان باشد. طولانی‌شدن جنگ نمی‌تواند این فشار‌ها را بیشتر کند. ضمن اینکه تجربه نامناسب زیسته قبلی از جنگ‌ها بر این فشار‌های روانی می‌افزاید.

هزینه‌های انسانی، مالی و... جنگ‌ها محدود به دوران جنگ نیست، بلکه عوارض و پیامدهای منفی آن در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، روانی و... در دوران بعد از جنگ بیشتر خود را نشان می‌دهد. خانواده‌های که سرپرستان خود را از دست می‌دهند، هیچ کمکی نمی‌تواند جای خالی آنها را پر کند. اکثر دولت‌ها در کشور‌های مختلف تلاش می‌کنند حمایت‌های مختلفی از خانواده‌های بازمانده از جنگ‌ها انجام دهند تا خانواده کمتر جای خالی آنها را احساس کنند؛ اما واقعیت این است که هیچ کمکی نمی‌تواند جای مهربانی و پشتوانه پدر را بگیرد. اختلالات روانی پس از بحران جنگ‌ها و تأثیرات منفی آن و اضطراب‌هایی را که مردم تحمل می‌کنند، نمی‌توان کتمان کرد که این اختلالات می‌تواند در آینده دور و نزدیک عوارض متعددی داشته باشد. خانواده‌هایی که عضوی از آنها به‌دلیل جنگ، سلامتشان را از دست می‌دهند و سایر اعضا خانواده مجبورند تمام طول عمر از آنها مراقبت کنند، در ایفای نقش‌های اجتماعی‌شان دچار مشکل می‌شوند، روابط اجتماعی‌شان تحت تأثیر این شرایط قرار می‌گیرد و حتی ممکن است ضعیف‌تر شود، کودکان، سالمندان و افراد دارای نیاز‌های خاص بیش از دیگران نگران جنگ و پیامد‌های آن هستند که ما در حوزه مددکاری اجتماعی این شرایط را خوب درک می‌کنیم، چون با این اقشار سروکار داریم. البته این پیامد‌ها فقط محدود به مردم به معنای افراد نیستند. دولت‌ها هم موظف‌اند علاوه بر تأمین هزینه‌های بازسازی و... برای حمایت‌های اجتماعی و روانی از این گروه‌های ساختار اداری ایجاد کنند که ایجاد این ساختار‌ها و تأمین نیروی انسانی و تجهیزات و زیرساخت‌ها و سایر هزینه‌های مرتبط، بار مالی زیادی را به کشورها تحمیل خواهد کرد.
سیدحسن موسوی‌چلک
منبع: روزنامه شرق.۱۶ تیر ۹۸
نشانی مطلب در وبگاه اولین سایت مددکاری اجتماعی ایران:
http://socialworkeriran.ir/find-1.21.5937.fa.html
برگشت به اصل مطلب