سواد اجتماعی، مؤثر در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی
سیدحسن موسویچلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
یکی از موضوعاتی که این روزها در افکار عمومی و مجامع مختلف مورد توجه قرار گرفته، استعفای آقای بطحایی و تعیین سرپرست جدید برای این وزارتخانه است که فردی با دانش اجتماعی و تجربه زیسته خوب در این حوزه است. به بهانه این تغییرات و ضمن سپاسگزاری از تلاشهای آقای بطحایی و وزرای قبلی و مدیران و کارشناسان مرتبط قصد دارم به موضوع مهمی که با وجود همه تلاشها همچنان مورد کمتوجهی قرار گرفته و آن هم موضوع سواد اجتماعی (پرورش در کنار آموزش محفوظات) است، اشاره داشته باشم. یکی از نیازهای جامعه امروزی توجه به پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است، موضوعی که از سوی بسیاری از مقامات و مسئولان کشور و از همه مهمتر کارشناسان اجتماعی نیز بر آن تأکید شده است و اگر تدابیر مناسبی اتخاذ نشود، گسترش آنها حتی میتواند تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی پایدار کشور باشد و یکی از مهمترین سرمایهها برای توسعه همهجانبه را که همان سرمایه انسانی در کنار سرمایه اجتماعی است، تحت تأثیر خود قرار دهد و کارآمدی آنها را کم کند.
بنابراین شرایط کشور در حال حاضر در حوزه آسیبهای اجتماعی بهگونهای است که باید از تمامی ظرفیتها و فرصتها برای افزایش سواد اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی استفاده کرد. بدون شک یکی از بهترین ظرفیتها آموزش و پرورش است. توجه به این موضوع در سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور که توسط مقام معظم رهبری دهم اردیبهشت ماه سال 92 ابلاغ شده، آمده است؛ بهگونهای که در یکی از این سیاستها به «ارتقای سلامت جسمی و روحی معلمان و دانشآموزان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی» تأکید شده است. توجه به پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در آموزش و پرورش از جهات مختلفی مؤثر خواهد بود؛ چراکه از یک طرف یکی از سالمترین محیطهای اجتماعی است و از طرف دیگر معلمان و اولیای مدرسه از افراد مورد اعتماد مردم هستند.
همچنین گروه هدف یعنی دانشآموزان حداقل 12 سال با آموزش و پرورش ارتباط دارند و این مدت، زمان بسیار مناسبی برای افزایش سواد اجتماعی و مهارتهای زندگی و اجتماعی دانشآموزان است. موضوعی که در بند چهار سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور نیز بر آن مبنی بر «تقویت آداب و مهارتهای زندگی و توانایی حل مسائل و عمل به آموختهها برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی دانشآموزان» تصریح شده است. اینکه معلمان و اولیای مدرسه 30 سال با دانشآموزان ارتباط دارند و آموزش و تربیت معلمان در این زمینه، فرصت مناسبی است تا در طول سالهای تحصیل این اطلاعات و آموزشها به منظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به دانشآموزان داده شود. فراموش نکنیم که سه ضلع این مثلث مؤثر در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی اولیای مدرسه، اولیای دانشآموزان (والدین) و دانشآموزان هستند. چراکه بیشترین ارتباط هر دانشآموز با این سه گروه است.
حال اگر این اطلاعات به درستی منتقل شود بدون شک بیشترین تأثیر را در ارتقای شاخصهای سلامت روانی و اجتماعی خواهد داشت. برای استفاده از این ظرفیت لازم است در آموزش و پرورش به دنبال کتمان آسیبهای اجتماعی نباشیم بلکه واقعبینانه با این موضوع برخورد شود. در این صورت است که میتوانیم برنامهریزی بهتری داشته باشیم. آسیبهای اجتماعی مدرسه و غیرمدرسه، دانشآموز و غیردانشآموز نمیشناسد. دیوار فیزیکی مدرسه نمیتواند مانع ورود آسیبهای اجتماعی شود. مدرسه یکی از سالمترین محیطهای اجتماعی است ولی بپذیریم که کاملا تطهیر نیست. بهویژه که این نکته هم باید مدنظر باشد که جنس آسیبهای اجتماعی با گذشته متفاوت شده و آسیبهای اجتماعی ناشی از فضای مجازی و گسترش تکنولوژی و... تمهیدات مناسبتری را میطلبد تا بتوانیم از آسیبهای اجتماعی جلوگیری کنیم.
یکی از اقداماتی که وزیر جدید آموزش و پرورش لازم است انجام دهد، ایجاد بستر لازم برای بالابردن سواد اجتماعی دانشآموزان در کنار جذب مددکاران اجتماعی در مدارس با هدف کمک به ارتقای سلامت روانی و اجتماعی است. موضوعی که تاکنون در وزارت آموزش و پرورش مورد غفلت جدی قرار گرفته است. بررسیها نشان میدهد در تمام این سالها در استخدامهای آموزش و پرورش مددکاران اجتماعی جایگاهی نداشتند؛ این خود گویای این مطلب است که آموزش و پرورش در تمام این سالها به حدی از بلوغ نرسیده تا با استفاده از مددکاران اجتماعی در این زمینه گام بسیار مؤثری بردارد. مددکاری اجتماعی در نظام آموزش و پرورش دنیا جایگاه ویژهای دارد. به همین دلیل نقش مددکاران اجتماعی در آموزش و پرورش باید جدیتر گرفته شود.ادامه در روز نامه شرق.
(روزنامه شرق- یکشنبه 26 خرداد 1398- صفحه 16) |