عقب مانده ذهنی مدرسه و معلولیت بعد از خانواده که اولین محیط رشد کودک است، مدرسه مهمترین نهادی است که در ساختمان شخصیتی کودک مؤثر است. در این نهاد، کمبودهای کودک جبران میشود و با توجه به اینکه افراد متخصص و مؤمن به تعلیم و تربیت، در آن گرد آمدند بهترینها را در مورد کودکان انجام میدهند. مربیان در این مورد نقش اساسی و حساس دارند و این معلمان جامعه فردا و انسان سازان اجتماعی با قلوب مهربان و دستان هنرمند خویش آینده این نونهالان را میسازند. از نظر محیط آموزشی، کودکان عقبمانده ذهنی به چند طریق مورد تعلیم قرار میگیرند که ضمن بررسی هر یک سعی میکنیم بهترین نوع آموزش را برای هر دسته از این کودکان بررسی کنیم. معمولیترین محیطهای آموزشی برای کودکان عقب مانده عبارتند از: ـ کلاسهای عادی (آموزش کودک عقب مانده در کلاس دانشآموزان عادی) ـ کلاسهای خاص (کلاس کودکان عقب مانده در مدارس عادی) ـ مراکز خاص (مراکزی که منحصراً گروهی از کودکان عقب مانده ذهنی در آن آموزش میبینند) ـ مراکز شبانه روزی (24 ساعت زندگی و آموزش در محیط خاص) آموزش در کلاسهای عادی برای گروهی از کودکان عقب مانده که عقب ماندگی آنان چندان عمیق نیست و در برخی موارد حتی عقب ماندگی آنان معلول نا ملایمات خانوادگی بوده و به سبب مسائل عاطفی به وجود آمده، آموزش باید در کلاسهای معمولی و همراه با کودکان عادی باشد. این دسته از کودکان عقب مانده به کودکان دیر آموز معروفند و در آموزش آنان باید نکاتی را رعایت کرد: الف) باید علت عقبماندگی درسی کودک را در صورتی که دلیل اجتماعی یا خانوادگی دارد، پیدا کرده، برطرف کرد و در صورتی که علت عقب ماندگی به سبب کم هوشی خفیف است، مربی باید با توجه بیشتر و صبر و حوصله کافی کودک را هدایت کند و به خاطر کندی در فراگیری، ولی را سرزنش نکند، بلکه در صدد چارهجویی و رفع مشکل برآید. ب) با تکرار مطالب و مفهوم ساختن آن از طریق آسانسازی و با استفاده از وسایل سمعی و بصری و کمک آموزشی باید عمل یادگیری را ساده کرد. ج) در صورتی که با تمام کوششهای لازم، باز هم نوآموز پیشرفت مناسبی نداشت، استفاده از مربی خاص و متخصص کودکان عقب مانده هفتهای چند ساعت، بدون شک کمکی مؤثر به تفهیم مطالب به این گونه کودکان خواهد بود. لازم به یادآوری مجدد است که جدا کردن این دسته کودکان عقبمانده از کودکان عادی صحیح نیست و تشکیل کلاس و یا مرکزی خاص برای اینگونه کودکان یعنی کودکان عقب مانده مرزی یا تحصیلی به هیچ عنوان به مصلحت نیست. آنان باید در کلاسهای عادی تعلیم ببینند و در صورت نیاز از معلم متخصص هفتهای چند ساعت کمک گرفته شود. آشنا ساختن معلمان کلاسهای عادی با برنامههای آموزشی استثنایی با ایجاد دورههای کوتاه مدت ضمن یا قبل از خدمت در پیشرفت اهداف استثنایی مؤثر است. اصولاً در دورههای تربیت معلم باید دروسی برای آگاهی معلمان عادی از چگونگی تعلیم و تربیت کودکان استثنایی گنجانده شود تا اولاً مربیان مدارس عادی در شناخت کودکان استثنایی در بین شاگردان خود و معرفی آنان به مراکز استثنایی برای انجام آزمونهای لازم، اطلاع کافی داشته باشند، ثانیاً در صورت وجود برخی از نو آموزان استثنایی در کلاس، از جمله کودکان در حد مرزی به کمک آنان بشتابند. آموزش در کلاسهای خاص گروهی از کودکان عقبمانده ذهنی که از نظر متخصصان تعلیم و تربیت، آموزش پذیر نامیده میشوند و هوشبهر آنان از 50 درصد کمتر نیست، در مواردی که ایجاد مراکز خاص برای تعلیم آنان امکانپذیر یا به مصلحت نباشد، بهتر است در کلاسهای خاصی که در مدارس عادی تشکیل میشود، آموزش ببینند. دراین مورد شرایط و مواردی را نباید ازنظر دور داشت. بدین معنی که در تشکیل کلاس خاص در مدارس عادی بهتر است به جای یک کلاس خاص در یک مدرسه، با تشکیل چندین کلاس خاص کار را شروع کنیم تا اولاً امکان استفاده از خدمات متخصصان مختلف وجود داشته باشد، ثانیا در سالهای آینده با ازدیاد شاگرد و پیشرفت درسی شاگردان، ارتقاء آنان به کلاس بالاتر، عملی باشد، ثالثاً تعداد کم دانشآموز عقب مانده در مدرسه عادی سبب انزوای آنان نشود، بنابراین کلاسهای خاص در مدارس عادی باید به تعدادی باشد که حالت نیمه مرکز را به خود بگیرد تا ضمن فراهم آوردن تمام امکانات لازم، در مواردی از جمله هنگام ورزش یا نقاشی و انجام کارهای هنری آموزش اینگونه کودکان با کودکان عادی در بهبود رفتار اجتماعی آنان موثر باشد. آموزش در مراکز خاص تشکیل مراکز خاص برای کودکان عقبمانده ذهنی، یکی از متداولترین اقدامات آموزشی برای این گروه از کودکان است، گرچه تشکیل مراکز خاص کودکان عقبمانده ذهنی برای گروه آموزشپذیر اینگونه کودکان مناسب است، ولی بسیاری از متخصصان بر آمیزش این کودکان با کودکان عادی تاکید فراوان دارند و روش اختلاط کودکن عادی و عقبمانده را مناسبتر میدانند. در عین حال برخی نیز برای ایجاد مراکز خاص مستقل و مجهز برای کودکان عقبمانده آموزشپذیر بدان سبب تاکید دارند که معتقدند وجود مراکز خاص به سبب ایجاد امکانات زیاد و داشتن متخصصان مختلف از جمله پزشک متخصص اطفال، گفتار درمانگر، روانشناس آموزشی و همچنین وسایل آموزشی میتواند خدمات ارزندهتری به این کودکان بنماید و فایده بیشتری برای آنان به همراه داشته باشد. آموزش در مراکز شبانهروزی در مورد تشکیل مراکز خاص و مستقل برای گروه تربیتپذیر کودکان عقب مانده، اتفاق نظر بیشتری بین متخصصان این رشته وجود دارد و اکثریت معتقدند که ایجاد مراکزی مستقل میتواند در بهبود وضع گروه مزبور کمک موثری باشد. مراکز خاص برای کودکان تربیتپذیر میتوانند بهصورت روزانه یا شبانهروزی خدمات خود را عرضه کنند. در این مورد نیز عدهای مراکز روزانه را ترجیح میدهند و شبانهروزیها را تجویز نمیکنند. ما نیز در مورد گروه آموزشپذیر کودکان عقبمانده ذهنی، کلاسهای خاص مراکز عادی را با شرایطی که ذکر کردیم، میپذیریم و در عین حال تشکیل مراکز خاص مجهزی را برای اینگونه کودکان نفی نمیکنیم. ولی عقیده داریم که آنان باید حتماً بهطور روزانه آموزش ببینند و حتیالمقدور آنها را نباید از دامن خانواده دور کرد، ولی در مورد کودکان تربیتپذیر از آنجا که نگهداری و انجام آموزشها و خدمات لازمی که بتواند آنان را خودکفا سازد، نیاز به خدمت مداوم و تخصصی دارد و از طرفی وجود اینگونه اطفال در منزل، بر زندگی اطرافیان سنگینی میکند و چه بسا اثر نامطلوب میگذارد، لذا مراکز شبانهروزی را میتوان برای این گروه قابل قبول دانست، مشروط بر آنکه کودک لااقل هفته یا دو هفتهای یکبار به میان خانواده برگردد و تعطیلات آخر هفته را با والدین باشد. در مورد کودکان با عقبماندگان ذهنی حاد، جز ایجاد مراکز نگاهداری شبانهروزی چاره دیگری نیست. این مراکز باید مجهز بوده و کادر نیرومندی از قبیل: پزشک، روانپزشک، مختصص امور تغذیه، متخصص امور تربیتی، پرستار آگاه و وارد به امور اینگونه کودکان بهطور تمام وقت در آن انجام وظیفه کنند تا این کودکان در آن مراکز احساس آرامش کنند. زینت رحیمی -روزنامه اطلاعات
|